الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )

56

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )

نگاهش به آسمان باشد ، به زمين بود . او پاكدامن‌ترين مردم بود و بيشتر از ديگران به اصحاب خود احترام مىگذاشت ؛ پايش را جلوى آنها دراز نمىكرد ؛ هنگامى كه جمعيت زياد مىشد ، براى ديگران جا باز مىكرد و هيچ‌گاه زانوهايش از زانوهاى ديگران جلوتر نبود . سكوت آن حضرت زياد بود و جز در هنگام ضرورت ، صحبت نمىكرد ؛ سخنان زيبا مىگفت ؛ خنده او تبسم بود ؛ سخنانش مشخص و جدا از هم بود ؛ خندهء اصحابش نيز ، به خاطر احترام و پيروى از ايشان تبسم بود ؛ مجلس و محفل او ، محفل بردبارى ، حياء ، خير و امانتدارى بود ؛ در آنجا ، صدايى بلند نمىشد و كارى دور از شأن و حرام انجام نمىشد ؛ هنگامى كه آن حضرت سخن مىگفت ، اصحاب چنان بىحركت و ساكت مىماندند كه گويى پرنده‌اى بر روى سرشان است . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در انتهاى مجلس مىنشست و مردم را به اين كار امر مىفرمود و مىگفت : حق مجالس و محافل را اداء كنيد . پرسيدند : حق آنها چيست ؟ فرمود : اين است كه چشم‌هايتان را بر روى گناه ببنديد و جواب سلام را بدهيد و نابينا را راهنمايى كنيد و امر به معروف و نهى از منكر نماييد . « 1 » همچنين ، ايشان مىفرمود : هرگاه كسى از جايش بلند شد و دوباره برگشت ، او به جاى خود مقدم‌تر است . « 2 » آن حضرت نمىنشست و بلند نمىشد ، مگر اين‌كه خداوند متعال را به زبان آورد و هرگاه نزد كسى مىنشست ، تا زمانى كه او از جايش بلند

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 16 ، ص 241 . ( 2 ) . مكارم اخلاق ، ص 26 .